نمردیم و به یک بازی دعوت شدیم .
دعوتت را دیر لبیک گفتم؛اردی بهشتی ها تنبلند و بد قول آخر! میدانی که هم ماهی جان؟!!
بغل و بغل بازی دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد!
زنده باشی آرش هرکول یازده حس! خدا از احساسات کمت نکند!
.
در خیابان- اگر خدا قسمت کند- بعضی ها را بغل خواهیم کرد و بعضی ها را اگر پا بدهند از ماچ نیز چیزی کم نخواهیم گذاشت!
بعضی های اول را اول می گوییم که هیجان بازی بیشترشود!
اولند:
شهیار قنبری؛ دوست دارم همه ی ترانه هاشو...تازه خودشم تو یکی از ترانه هاش میگه بغلم کن!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دویمند: دو تا از اساتید دانش گاه:
آقای عیدی:استاد درس روابط بین الملل! یادم نمی ره روزی که قرار بود کنفرانس بدم! نفمیدم چی شد که رفتم شعر خوندم! اونم کنفرانس درس روابط بین المللو!!! گرفتم نمره ی کاملو!
نه تنها من که مطمئنم همه ی بچه های دانشکده علاقه مند به بغل کردن این استاد تپل و خواستنی هستند!اما آسیاب به نوبت بچه ها!
زاون قوکاسیان(منتقد فیلم): واحد ارتباط تصویری رو با ایشون گذروندیم.
بی نظمای کلاسو می شستن می نداختن رو بند!
عجب فیلمایی سر کلاس میذاشتن!مام یه پا منتقد بودیما!
هر چند ایشون بسیارابعاد گسترده و تپل مپل هستن،اما به قول پدرم کار که نشد نداره! اگه موقعیت فراهم شه ایشونم بغل می کنم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سیمند:
یانی به خاطر کنسرت اخیرش تو آمریکا! آی حال میده!آی حال میده....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چارمند:
یه گروه از خواننده ها مثل کریستینا آگویلرا به خاطر اکثر آهنگاش از زخمی گرفته تا مرد شیرینی فروش
مثل ریهانا به خاطر چتر
مثل نیکول خواننده ی گروه pussycat dolls :یه بار موقع آشپزی،وقتی داشتم به یکی از آهنگاشون(buttons ) گوش می دادم، ازبس دچار انرژی شده بودم سیب زمینی های خیس رو پرت کردم تو روغن داغ! خودمم نفهمیدم چطور در رفتم که هیچ کجام نسوخت!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پنجمند:
مخترع شیر موز و تازگیا آب انار!!!
اوه! فقط خدا می دونه چند نفر قراره منو شیر موز مهمون کنند! باید آب انارم به لیست اضافه کنم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و بعضی های دوم:
محمود دولت آبادی رو به خاطر همه ی لحظه هایی که کلیدر رقم زد برام! که فهمیدم ادبیات داستانی یعنی چی!
دستشان را خواهم بوسید!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جمعی از گوینده ها ی خوش صدا و خاطره ساز رادیو تلویزیون مثل بهرام زند،کیکاووس یاکیده،خسرو خسرو شاهی،فریبا شاهین مقدم،فاطمه غزنوی،مریم شیرزاد(دوبلور آن شرلی)،زنده یاد ژاله صادقی و وحید جلیلوند گوینده ی رادیو جوان! صداش یکه! یک!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مگان فالوس:بازیگر نقش آن شرلی تو سریال رویای سبز.دوسش دارم زیاد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد حسین....بغل.....بوسه و یک دنیا حرف
حرف
حرف
حرف
با تو پا به پا می دوم....
شهر بازی می شوم اصلا محمدم!
آخ!
نیستی و دست های من
بی تو
-بی دست های کوچکت-
نه نون می برد نه کباب می آورد!
.
.
ده سالگی ات را جشن می گیریم! دو نفری! در خیابان....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
؟:ایشونو نه بغل می کنم نه می بوسم! توافق کردیم با هم دس بدیم! همین به خدا!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
ته نوشت یکم:
هه! فکر کرده اند!
می خواهند این زبان بسته را بگیرند از من! دورش کنند از من! دورمان کنند از هم! فکر کرده اند به همین الکی هاست که فکر می کنند!
معتقدند من ری.......ام توی این زبان بسته!
معتقدند من-آن هم من به تنهایی-سه بار این زبان بسته را به ف...ک برده ام و برگردانده ام!
ورداشتند یک کامپیوتر زپرتی خریده اند گذاشته اند گوشه ی اتاق!هه! می خواهند سر مرا با آن گول بمالند! فکر کرده اند با بچه طرفند!عمرا! یعنی عمرند! بگذار همچنان همان گوشه خاک بخورد!
آنها نمی دانند این لب تاپ زبان بسته حکم پسر مرا دارد!
ته نوشت دیم:
نخطه!
بای!